تبليغاتX
تپش سایه

تپش سایه

حکایتی از حرفهای نم خورده بارون با زمین مهربون است.

سلام دوستان خیلی گلممممممم می دونم که دیگه این وبلاگ مثل سابق به روز نمیشه اما خب دیگه گرفتاری های زندگی ادم ها رو از چیزهایی که دوست داره دور می کنه از این به بعد سعی می کنم هر موقع نت میام از جملات کوتاه ادبی استفاده کنم که امیدوارم خوشتون بیاد

خیلی دوستتون دارم

نگار

بی مهری زمانه...

سالهاست زمستان بي مهري اش را زردي پاييز

 و پاييز تنهايي اش را از غرور تابستان

و تابستان سرمستي اش را از بهار عاشق گلايه مي کند

 ولي بهار در ميان اين همه فرياد  ناعادلانه از سکوت غم انگيز زمستان سخن نمي گويد...

+نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت15:1توسط نگار خوش ذوق | |