|
چرا های بی جواب... مثل همیشه نوک خودکارم رو روی حاشیه کاغذ کشیدم که مطمئن بشوم هنوز می نویسه یا نه؟ نمی دونم چرا خیلی چیزها برامون عادت شدند وبعدش جزءای از زندگی تکراری روزانه مون می شند بدون آنکه برای زندگی مون اون عادت رو تعریف کرده باشیم! و یا انقدر می رویم تو حواشی زندگیمون غرق میشویم که اصلیات زندگی رو پاک فراموش می کنیم طوری که خودمون و دیگرون رو معطل یه جمع ساده ریاضی می کنیم آخه چرا باید زندگی این طور باشه ؟ چرا هنوز خودمون رو پیدا نکردیم؟ ومنتظریم یکی پیدا بشه تا ما رو هل بده جلو ؟ نمی خواهم کسی رو با این چرا ها محاکمه کنم اما خدایی ما چند دفعه دنیا می آییم که زندگی کنیم چرا تکلیف خودمون رو بعد از کلی بهار که بدرقه کرده و کلی پاییز دست نخورده که انتظارمون می کشند نمی دونیم؟ دلم می خواهد یه روز که از خواب بلند می شیم باور کنیم که با این سرمایه جوونی که داریم می تونیم دنیا رو فتح کنیم و نگیم حسش نیست بگیر بخواب همه این حرفها شعار توخالیه و پتو رو بکشیم روی احساس هایی که می تونند زنده شوند اما ما نامردی می کنیم وبا یه توسری خفه شون می کنیم.
|
About![]()
Archivesمرداد 1388دی 1387 خرداد 1387 دی 1386 مهر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 LinksSpecificLinkDump
اری اغاز دوست داشتن است(فائز) |