|
قاصدک لحظه های شیرینی از عمر من به تاراج زمان رفته بود و من همچنان سر بر روی زانوهایم گذاشته ام به پنجره دلی می نگرم که سالهاست مهمان تارعنکبوت های خانه همسایه است قاصدک مدت هاست که به دیدارم نیامده نمی دانم لابه لای کدام شاخه درخت اسیر شده است صدای جیرجیر پنجره مرا به خود آورد اما دیگر خیلی دیر شده بود چون قبل از آمدن پاییز محبوبم تمام وجودم خزان شده بود...
|
About![]()
Archivesمرداد 1388دی 1387 خرداد 1387 دی 1386 مهر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 LinksSpecificLinkDump
اری اغاز دوست داشتن است(فائز) |