|
عشق دریا دیروز غروب به طرف ساحل رفته بودم موج های دریا خیلی آروم با شنهای ساکت ساحل رازو نیاز می کردند نمی دانم آن لحظه دریا گریه کرده بودیا اشکال از شرجی بودن هوا بود اماآرامش بی سابقه دریا آدم را نگران می کرد یعنی چه اتفاقی افتاده بود؟ صدا مرغای دریایی راشنیدم که گفتند دریاعاشق شده آن هم عاشق بارون و... باخودم گفتم مگه دریاهم عشق رو می فهمه؟ تاحالافکر می کردم تنها لیلی ومجنون عاشق بودند داستان عشقشون رو همه می دونند اماهنوز هیچکس تا به حالا نفهمیده که لیلی عاشق تربود یامجنون؟ درهمین افکارم بودم که صدای رعد وبرق ساز اومدن بارون شد دریا از شوق موج های آروم خود رو تکان داد وقتی در میان آهنگ بی نظیر رعد وبرق بارون خودرو به آغوش دریا فرستاد که نشان ازاوج تمنای دریا می داد وقتی بارون با صدای بلند به دریا گفت: دریای من آبی تمام آسمانها دربرابر آبی آبهای تو کم رنگست دراین لحظه ساحل تنها شاهد بزم عاشقانه آنها مست از شادی شان لبخند خیسی بر صورت خود کشید. نگار خوش ذوق z.h.g.a
|
About![]()
Archivesمرداد 1388دی 1387 خرداد 1387 دی 1386 مهر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 LinksSpecificLinkDump
اری اغاز دوست داشتن است(فائز) |